فرآیند شکلxadگیری و گسترش ضمیر ناخودآگاه
در تقابل روان آدمی با محیط و حقایق دنیای بیرون، ساختار درونی درگیر بسیاری تعارضxadها و توافقxadها میxadشود. جنگxadها و دوستیxadها میان مختصات درونی انسان با واقعیتxadهای دنیای بیرون منجر به نوعی هماهنگی قراردادی بین آنxadها میxadگردد، که این موضوع همان فرآیند شکلxadگیری شخصیت است. به بیان دیگر شخصیت فرد در چهارچوب نوع تعامل با محیطش قالب زده میxadشود. اگرچنین هماهنگی به شایسته صورت نگیرد، بنیان شخصیت دچار تزلزل و ناهنجاری خواهد بود.
اگر شخصیت افراد مختلف را به لحاظ استحکام و عملکرد مفید مقایسه کنیم، باید گفت ملاک شخصیت قوی، تقابلی نیرومند میان ساختار درونی با حقایق محیط است. همانxadطور که نمیxadتوان هیچ شخصیتی را مطلقاً کامل دانست ،باید پذیرفت به هرحال این هماهنگی بصورت کامل و بیxadدردسر شکل نخواهد گرفت.
کودک از آغاز وجود، محیط پیرامونش را تنها در وجود مادر خلاصه میxadبیند. تمام مسئولیت تأمین نیازها و رانشxadهای وجودش برعهده اوست. امّا به تدریج درک میxadکند نیازهایش با تأخیر و تعلل برآورده میxadشوند. پس گریه میxadکند و این نخستین ابزار برقراری ارتباط با محیط است. به تدریج بزرگتر که میxadشود، با مفهوم اعمالی ممنوعه مواجه میxadگردد. محدودهxadهایی غیرمجاز که حریمxadهایی را تعریف میxadکنند. او از سویی برای ارضاء تمایلات گرایش به شکستن این حریمxadها دارد و از جـانب دیـگر محـرکxadهای تنبیهی محـیط او را دچـار اضطراب میxadسازد. او باید درچـنین کشمکشی میان نیروهای این دوقطب متضاد به تعادل و هماهنگی برسرکیفیت برقراری این تعادل فرآیند شکلxadگیری شخصیت اوست.
به دلایل متعدد، آگاهی انسان امکان پذیرش تمام حجم اطلاعات ورودی را ندارد و تحلیل و دریافت و نگهداری این حجم عظیم مسائل فیxadمابین ساختار درون با شرایط محیط، برای آگاهی آسانxadپذیر نمیxadباشد. طبیعت این نارسایی و کمxadظرفیتی شعورآگاه دو علت مشخص دارد؟
نخست آنxadکه ظرفیت پذیرش و نگهداری شعورآگاه انسان محدود میxadباشد. درطول یک روز انسان درمعرض میلیونxadها دیتای ورودی از محیط قرار میxadگیرد. اطلاعاتی که در لحظهxadلحظه زندگی در معرض دریافت آنxadها قراردارد، امّا آگاهی حاضر و در دسترس او، امکان تمرکز و دسترسی تنها حجم بسیار کوچکی از انبوه این اطلاعات را دارد. آن بخش از اطلاعات دریافتی که بیشتر از سایرین در معرض تأکید و توجه انسان است، درآگاهی او ثبت میxadشود. مابقی انبوه اطلاعات دریافتی که شعور آگاه ظرفیت جذب آنxadها را ندارد، عملاً توسط سازه انسان دریافت مـیxadشود، امّا بدلیل کمبود جـا، به فضایی بزرگتر و نامحدودتر که همان ناخودآگاه است رانده میxadشود.
درطول یک مسافرت داخل شهری، شاید هزاران اتومبیل را در شرایط مختلف نظاره کنیم. امّا درحافظه آگاه تنها آن اتومبیلی که برای ما ایجاد دردسر کرده را به یاد میxadآوریم. امّا سایر اطلاعات در ناخودآگاه موجود هستند. سالxadها پیش اتفاق بدی برای فردی افتاده است، به هیچxadوجه ردپـای ایـن خاطره را نمیxadتـوان درآگاهی فـرد پیدا کرد، امّا آن صحنه قطعاً در ناخودآگاه موجود بوده و با رعایت شرایطی قابل دستیابی است.
امّا دلیل دوّم که حائز اهمیت بیشتریست، آنست که کششxadها و تمایلات درونی در مقابل ابلاغ شرایط و قوانین محیط، در بسیاری موارد قابل قبول نیستند. مطابق با سازماندهی منطقی شعورآگاه، زمانیxadکه تمایلی، قانون و حقیقت محیط را نقض نماید، قابل پذیرش نیست. بسیاری از امیال و گرایشxadها در برابر جبرقوانین دنیای بیرون غیرمجاز و نامشروع شمرده میxadشوند. استراتژی شعورآگاه میxadگوید، چنین امیالی باید نابود شوند. امّا بواقع آگاهی انسان قادر به نابودی این کششxadها نیست، تنها میxadتواند آنxadها را نادیده بگیرد. چنین تمایلات مطرودشدهxadای، بسیاری از اوقات قدرتمندتر و ریشهxadدارتر ازآن هستند که صرفاً بدلیل مخالفت آگاهی انسان نابود شوند. این رانشxadها و کششxadها دارای انرژی قابل توجهی هستند که با طرد از آگاهی، عرصه را ترک نکرده و اصرار برحضور خویش دارند. تدبیر شعورآگاه انسان در برابر مقاومت تمایلات ممنوع سرکوب و واپس زدن میxadباشد. امّا به واقع سرکوب، منجر به رانده شدن این تمایلات از سطح آگاهی و تبعید به منطقه قدرتمند ناخودآگاه انسان میxadشود. به این ترتیب امیال واپس زده و سرکوب شده، از دید آگاهی پنهان میxadشوند، گرچه نابود نشدهxadاند. حضور و فعالیت آنxadها در ناخودآگاه ما ادامه میxadیابد، تا نبرد میان خودآگاه و ناخودآگاه در میدانی دیگر ادامه داشته باشد. عرصهxadای متفاوت که درآن امیال ارضاء نشده با صورتی جدید و فریبکار دوباره ماهیت خویش را به آگاهی انسان تحمیل کنند
بنابراین شکلxadگیری ناخودآگاه وجود انسان را به نوعی میxadتوان تفکیک و انشعابی اجتنابxadناپذیر ازآگاهی او دانست. انبـوه سرریـز آگاهی محدود انسان باید راه بـه جایی پیدا کند که همان ناخودآگاه است. خلق این شکاف میان خودآگاه و ناخودآگاه آدمی به واقع هزینه ناگزیریست که انسان در مقابله طبیعت خویش با الزامات تمدن میxadپردازد. شاید اگر محیط زندگی او چنان بدوی و لجام گسیخته و بیxadقانون بود که تمام تمنیات برارضاءبا ممانعتی روبرو نمیxadشدند، ناخودآگاه نیز موضوعی قابل صرفxadنظر میxadشد.
امّا اینگونه است که نهاد لذتxadجو کششxadها و تمنیات خویش را به آدمی تحمیل میxadکند و در مقابل الزامات تمدن و مختصات زندگی شرایطی را به او ابلاغ میxadکنندکه رعایت آنxadها لازمه ادامه بقاست. ماحصل تدبیر سیستم انسان برای برقراری تعادل دراین کشمکش، تشکیل محدوده قدرتمند ناخـودآگاه اوست. تـعادلی که بستـراصلی خلق فرهنگ، اخلاق و قانون را آسانxadپذیر میxadسازد.
سرکوب، حقیقتی که ماهیت ناخودآگاه را تعریف کرد
شعورآگاه مجبور است پاسخگوی تمام الزامات و نیازمندیxadهای دنیای درون و بیرون انسان باشد. دراین میان طبق سازماندهی منطقی شعورآگاه بسیاری از نیازمندیxadها و تمایلات درونی غیرقابل پذیرش محسوب میxadشوند. رایجxadترین ترفند شعورآگاهی برای تدبیر این تمایلات غیرقابل ارضاء اجرای فرآیند سرکوب است. به این معنی که کششxadهای نامشروع و غیرقانونی باید چنان طرد شوند تا از رویت آگاهی دور بمانند و تعادل برقرار شود. بواسطه سرکوب این تمایلات، آگاهی فرد به آرامش رسیده و فرصت بالندگی پیدا میxadکند. امّا همزمان سرکوب موجب رشد و توسعه و فعالxadتـر شدن ناخـودآگاه آدمی میxadگردد. زیـرا امیال سرکوب شده، نابود نمیxadشوند، بلکه سرکوب آنxadها را از دسترس آگاهی دورنگه میxadدارد. ندیدن امیال غیرمجاز، به معنای رانده شدن از آگاهی به ناخودآگاه است. این موضوع بیانگر حقیقت تعیینxadکنندهxadایست که به " امیال سرکوب شده، همچنان زنده و فعـال میxadباشند". دلالتxadها و قـرینهxadهای فعالیت این امیال، درناخودآگاه را میxadتوان در عوارض موجود در سطح آگاهی انسان یافت.
بسیاری از اضطرابxadهای موجود، که شاید بیxadدلیل و غیرمنطقی بهxadنظر برسند، ناشی از فعالیت امیال سرکوب شده انسان هستند. بسیاری از عملکردهای ناپسند و اجتنابxadناپذیر و بازهم غیرمنطقی که از شخصیت انسان سر میxadزند و مخالف تدبیر شعورآگاه است، به سبب همین فعالیتxadهای پنهان درناخودآگاه است.
اجرای فرآیند سرکوب، قابلیتی ذاتی و ابزاری اولیه دردست شعورآگاه آدمی است. مراتب و درجات ابتدایی این ابزار وراثتی هستند. به این معنیxadکه فرد طبق خصوصیات موروثی خویش یاد گرفته چطور امیال فراهم را سرکوب کند. امّا به تدریج این توانای بدوی، قدرتمند، تکاملxadیافتهxadتر و پیچیدهxadتر میxadشود و مهـارت و کارآمدی سرکوب در فـرد رشد پیداکرده و توانمندتر و مؤثرتر میxadگردد. گرچه باید درنظرداشت، هرقدر فرآیند سرکوب قدرتمندتر وکارآمدتر باشد، نیروی تقویت شده در تاریکی نیز بیشتر خواهد بود و این انرژی تبعید شده به ناخودآگاه نیز نیرومندتر و خطرناکxadتر میxadشود.
سرکوب یک فرآیند طبیعی و لازمه حیات آگاهی انسان است. بدون سرکوب امیال مزاحم، برقـراری تعـادل آگاهانه انسان میسر نمیxadشود. امّا ایـن فـرآیند طبیعی درسیر تکاملش، اگر منـجر به پاسخی مناسب و قابل ارضاء برای امیال سرکوب شده نگردد و با فرآیندهای تکامل یافتهxadتری نظیر تصعیـد جایگزین نشود، همـواره تهدیدی جدی بـرای امنـیت شخصیت و روان انسان محسوب میxadشود. زیرا همواره احتمال بازگشت امیال سرکوب شده وجود دارد.
برچسب: شکلxadگیری,ناخودآگاه,
نویسنده: ستایش جلالی